محمد جعفر خور موجى
286
تاريخ قاجار ( حقايق الاخبار ناصرى ) ( فارسى )
چون استحضارى كامل از حالات و معاملات فارس ، نواب و الا را حاصل بود ، به انتظام امور جمهور و رسيدگى به عرايض نزديك و دور ، عمّال و مباشرين ، از ملتزمين خدمت و همراهان ، و از اهالى خود فارس مأمور فرمود . هريك از محل حكومت مشغول ، وصول متوجهات و انجام خدمت گرديدند . من جمله رضا قلى خان سرتيپ فوج عرب را به حكومت سبعه ، از محال لارستان ، روانه فرمود . خير اللّه نام كه يكى از رؤساى شرارت آثار آن ديار بود ، و از مبادى حال هميشه منشأ قطع طرق و شوارع ، و مصدر اختلال آن سامان مىآمد ، رضا قليخان با جمعى از سربازان جمعى خود ، بر سروى ايلغار ، بعضى از اعوان آن را گرفتار ، خير اللّه با معدودى به سمت ممالك كرمان فرار ، بواسطهء انتساب سببى كه با طايفهء افشار داشت به ايشان پناه برد . چون حسب الامر خسرو دارا دربان ، از سمت كرمان نيز جمعى به انجام اين خدمت شتابان بودند ، جماعت افشار خير اللّه را اسير كمند تدبير ، و دستآويز نجات خود ساخته ، طرفين را اخبار نمودند . رضا قلى خان سبقت جسته خير اللّه را مأخوذ و مقيّد و مغلول به شيراز فرستاد ، و خود مشغول انجام ساير خدمات محولهء به خود گرديد . مهر على خان نورى كه حسب الامر نواب ذى شان ، مأمور به حكومت كوهكيلويه و بهبهان بود ، با فوج قشقائى و دو عراده توپ عازم آن صوب شد . ميرزا سلطان محمد خان بهبهانى كه به حكومت اشتغال داشت ، از اين خبر موحش مكدر ، و به اجتماع معين و ياور استعجال نمود ، مهر على خان چون از اين مقدمه مطلع گرديد ، دام حيله و تزوير گسترانيد . اطميناننامه ، به طريق دلخواه در حاشيهء كلام اللّه مسطور ، و به خاتم خود ممهور نموده ، به مشار اليه ارسال داشت . به مضمون عبارت مشهور « السيّد بلا جنون كالمعيدى بلا عصا » آن سيد حسينى نسب فريفته گرديد ، جريده و سباى « 1 » به منزل وى شتافت ، حين ورود صيد شد ، و به قيد افتاد . با قراول و نگاهبان از بهبهان به شيرازش فرستاد . اميرزاده مؤيد الدوله محض رعايت نسب سيادت ، به محمد باقر خان سرهنگ
--> ( 1 ) جريده و سباى - تنها